این کودک گرسنه که گهواره می خورد
یک لحظه پایبند خدایان نمیشود
قول بهشت و وعده خروار ها ثواب
در سفره های قحطی او نان نمی شود
باید خدا بهانه دیگر بیاورد
دوزخ دگر مترسک این کشتزار نیست
مدفون کنید تیر وکمان های کهنه را
دیگر علاج این همه کرکس شکار نیست
در غربتی که قافله را بانگ میزند
مردی اسیر وحشت تردید میشود
پیغمبری که مدعی علم عالم است
در امتحان وادیه تجدید میشود
شاید دوباره دخترک کولی قشنگ
روزی شکاف های خدا را رفو کند
شاید دوباره کودک من با کتیبه ای
از کعبه باز گردد و برمن وضو کند
انوش اسدی