ناسوردای ناسوردای
درواواوازه ای وا میشود ورسولی مسلول از کوه
فرود می اید
می پراندم از خوابانیدنم کابوسه ی
-لبهای پوسیده
فسیل کتابی به شانه ات مصلوب
ونگهبان تو سگی از چوب
چه کنم ،چک ونم چاپار نامه گم کرده وخیس خدایان
*****
ناسوردای ناسوردای
دختری عاشقانه های رسولی را دزدیده است
توزیبا تر از کرکسی عاشقی
که در خون مردار لب داده بود
و مردی که هرگز شبیه من است
کنار تو بر تخت افتاده بود

انوش اسدی
اشتباه چاپی _تایپی ندارد

Published in: on 2009/01/26 at 1:11 ق.ظ.  نوشتن دیدگاه  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.